کمک کردن از طریق درمان پیشرفته حمایت خانگی از خودتان مراقبت کنید
۱۶ راه برای حمایت از یک فرد مبتلا به افسردگی
یک فرد افسرده ممکن است خود را در دنیا بسیار تنها ببیند. حمایت شما به او کمک خواهد کرد.
هر چقدر بیشتر درباره افسردگی بدانید، بهتر می توانید وضعیت یک شخص افسرده را درک کنید و متوجه شوید چه قصدی دارد. سعی کنید حقیقت را درباره افسردگی بدانید و افسانه هایی را که در این باره وجود دارد بخوانید.
- نشانه های خطر خودکشی را بشناسید. مانند صحبت های مکرر درباره مرگ و بخشیدن اموال یا نوشتن وصیتنامه. اگر متوجه این موارد شدید، پزشکی را مطلع سازید.
- اگر به چنین مواردی برخوردید، با شماره اورژانس تماس بگیرید.
- فرد قصد آسیب به خودش یا اطرافیانش را دارد. برای مثال او نقشه از پیش تعیین شده و اسلحه ای دراختیار دارد یا در حال جمع آوری قرص و داروست.
- فرد چیزهایی را می شنود یا می بیند که واقعی نیستند.
- فرد رفتار و افکار عجیبی دارد که کاملا با رفتار عادی اش تناقض دارد.
اگر شما مجوز دارید می توانید این کارها را انجام دهید:
- به فرد کمک کنید تا یک دکتر یا روانشناس را ملاقات کند.
- به او در مصرف داروها کمک کنید.
- از عوارض جانبی داروها مطلع شوید.
- به فرد افسرده یادآوری کنید که داروها مهم هستند و تغییر در دوز مصرفی می تواند عوارض جانبی را کاهش دهد و یا از بین ببرد.
- یک فرد افسرده ممکن است خود را در دنیا بسیار تنها ببیند. حمایت شما به او کمک خواهد کرد.
- وقتی شخص افسرده صحبت می کند، به حرفهایش گوش دهید، او احساس بهتری خواهد داشت که به روند درمانش کمک می کند.
- از نصیحت کردن بپرهیزید. اما با ملایمت به او بفهمانید که همه چیز انقدر هم بد نیست و به او امید بدهید. او را به ادامه درمان تشویق کنید ولی نگویید که فرد تنبلی است یا باید بر آن غلبه کند.
- روابط خود را به حالت نرمال نگه دارید اما تظاهر نکنید که افسردگی وجود ندارد یا افسردگی یک مشکل نیستد.
- از او بخواهید در بعضی کارها همراهیتان کند مثلا با هم پیاده روی کنید یا به سینما بروید و او را به انجام فعالیتهای مورد علاقه اش ترغیب کنید. اگر مخالفت کرد، اصرار نکنید ولی در آینده به آن اشاره کنید. اصرار زیاد باعث بدتر شدن وضعیت او خواهد شد.
- از او بپرسید که چطور درکارهای روزمره می توانید کمکش کنید. مثل انجام کارهای خانه و نگهداری از چکن ها و بردن بچه ها به مدرسه یا رساندن پیغام ها.
آزرده خاطر نشوید. اگر شما همسر او هستید یا دوست بسیار نزدیکی می باشید، شاید آزرده خاطر شوید چون شخص به شما توجهی نشان نمی دهد و بی تفاوت است یا حتی عصبانی است. به یاد داشته باشید که فرد شما را دوست دارد اما نمی تواند به شما بروز دهد.
- گذران زمان زیادی با فرد افسرده ممکن است برایتان سخت باشد.
- پس اول از همه مواظب خودتان باشید و فعالیتهایی که دوست دارید انجام دهید. مانند ملاقات با خانواده و سینما رفتن.
- زیاد از حد کمک نکنید. این اشتباه معمولی است و ممکن است مردم کمک شما را نپذیرند زیرا خودشان میخواهند به خود کمک کنند.
- به تنهایی این کارهارا انجام ندهید. از تیم های مخصوص این کار کمک بخواهید زیرا به فرد کمک بیشتری کرده اید.
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
10:16 AM
نظرات(0)
درونگرا بودن بخودی خود منفی نیست.
1-برای نوع شخصیتتان حق مشروعیت قایل شوید زیرا دو نوع شخصیت وجود دارد: برونگرا و درونگرا.
2-وقتی مردم از درونگرایان به عنوان افرادی عصبی یاد می کنند، آنها را از اشتباهشان مطلع سازید. درونگرایان عصبی نیستند، آنها درونگرا هستند!
3-وقتی مردم افراد درونگرا را مستعد بیماری روانی می دانند، آنها را مطلع کنید. درونگرایان بیشتر از دیگران مستعد حالات روانی نیستند، دقت کنید وقتی یک فرد برونگرا استرس دارد پرخوری می کند، سیگار می کشد یا مشروب مینوشد و بسیار خشن می شود. اما وقتی درونگراها استرس دارند، منزوی می شوند. این باعث روانی شدنشان نمی شود.
4-وقتی مردم ادعا می کنند که درونگراها ضد اجتماعند، به آنها یادآوری کنید که درونگراها توسط مردم به کنار رانده شده اند و مجبور شده اند که کمتر در اجتماع ظاهر شوند. اما رفتارشان دوستانه و با محبت است.
5-اگر مردم تصور می کنند که درونگرایان حرفی برای گفتن ندارند، باید بدانند که خلاف این قضیه صدق می کند، زیرا انها زمانی صحبت می کنند که چیز مهمی برای گفتن داشته باشند!
6-سعی کنید مهارت خوب گوش کردن را کسب کنید. شنونده خوب، ارزش بسیاری در خیلی از حیطه ها از جمله کار و صنعت دارد.
7-برای زمانی که ترجیح می دهید تنها باشید، عذرخواهی نکنید. تنها برای کسانی که اهمیت دارند توضیح دهید که درونگرایان برای سلامت احساسات و روانشان نیاز دارند که حداقل نیمی از اوقات را تنها باشند. اگر لازم بود بگویید که درونگرایی نوعی شناخته شده از انواع شخصیت هاست.
8-درونگرایان شکست خورده نیستند! بخود افتخار کنید که در میان جمعی از درونگرایان بزرگ گذشته و حال قرار دارید. افرادی چون آلبرت انیشتین، استیون اسپیلبرگ، ملکه الیزابت دوم، چارلز داروین، ماهاتما گاندی، مایکل جردن و بروس لی!
9-از کودکانی که در حضور شما بخاطر درونگرا بودن مورد تمسخر یا سوء برداشت قرار می گیرند، دفاع کنید. این به راستی یکی از راههای بسیار خوبی است که به آرامش خودتان و کودک درونتان کمک خواهد کرد.
10-برای مثال اجازه ندهید یک فرد درونگرا بزور مانع کتاب خواندن شما شود، مودبانه توضیح دهید که الان نمی توانید صحبت کنید چون کتاب می خوانید.
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
10:15 AM
نظرات(0)
از پافشاری بر عذرخواهی کودک اجتناب کنید.
از فرزندان کوچکتر شروع کنید. 1- آنها را متوجه کنید که چرا عذرخواهی لازم است؟ فرزندان کوچکتر بخصوص کودکان نوپا و در سنین قبل از دبستان، بسیار خودمحورند و به عکس العمل کودکان دیگر در برابر کاری که انجام داده اند، توجه ندارند. به کودک خود به آرامی توضیح دهید که حرفی که زده یا کاری که انجام داده به بدن، وسایل یا احساسات شخص دیگری صدمه زده است.
2- قدم به قدم آموزش بدهید. تنها گفتن اینکه بگو "ببخشید" برای یک کودک بی معناست مگر اینکه بداند مفهومی که پشت این جمله است چیست؟ در ابتدا ممکن است اینطور به نظر بیاید که کودک صرفاً کلمات را بعد از شما تکرار می کند، تا زمانی که خودش یاد بگیرد مستقل و بجا از آن استفاده کند. برای مثال: " من وقتی عروسکت را از تو گرفتم باعث شدم گریه کنی، متاسفم که تو را ناراحت کردم، چطور می توانم جبران کنم؟"
3- وقتی خودتان اشتباهی می کنید، از کودکتان عذرخواهی کنید. هیچ ابزار آموزشی قویتر از این نیست که شما رفتاری را که انتظار دارید از فرزندتان ببینید برایش شبیه سازی کنید. از کلماتی استفاده کنید که فرزندتان بفهمد شما از کاری که انجام داده اید ناراحتید و مسئولیت آن را پذیرفته اید. جمله هایی مانند این: " من متاسفم که سرت داد کشیدم. خیلی از این کار ناراحت شدم و سعی می کنم دیگر این کار را تکرار نکنم."
4- به فرزندتان کمک کنید تا اشتباهی که انجام داده را جبران کند. مانند اینکه به دوست او کمک کنید تا برج اسباب بازی که کودک شما به آن ضربه زده و خراب کرده است، دوباره درست کند. یا نقاشی که او خط خطی اش کرده را دوباره بکشد. نکته مهم این است که او بفهمد اشتباهاتی که انجام می دهد تنها با گفتن کلمه "ببخشید" اصلاح نخواهد شد.
به فرزندان بزرگتر عذرخواهی را بیاموزید. 1- از فرزند بزرگتر خود انتظار بیشتری در این باره داشته باشید. چون سنش بالاتر است باید بداند مفهومی که در پس عذرخواهی وجود دارد، چیست. بنابراین، او نخواهد توانست با زیر لب گفتن یک "ببخشید"، کار را تمام کند و از آن بگذرد.
2- به فرزند خود بیاموزید که یک عذرخواهی صحیح، باید همراه با توضیحی راجع به اشتباهی که انجام داده باشد. توصیفی مبنی بر اینکه چرا آن کار اشتباه بود و درخواستی برای بخشیده شدن. برای مثال: " من متاسفم که از کیف شما پول برداشتم. من باید اول از شما اجازه می گرفتم و برای شما احترام قایل می شدم. امیدوارم که من را ببخشید."
3- از پافشاری بر عذرخواهی کودک اجتناب کنید. متاسفانه حقیقت این است که ما همیشه از کاری که انجام می دهیم متاسف و پشیمان نیستیم، فرزندانمان نیز همینطور! نتیجه چنین اصراری این خواهد بود که کودک یاد می گیرد گفتن کلمه "ببخشید" راهی برای فرار از مشکلاتی است که باعث آن شده.
4- به دنبال روش های بالاتری از جبران کردن باشید. یاد گرفتن "عذرخواهی" به این معنی است که شما مسئولیت کاری که انجام می دهید و عواقب آن را نیز بپذیرید. یک پنجره شکسته شده، باید تعمیر شود و هزینه اش پرداخت شود. یک گوشواره گمشده باید جایگزین شود و اگر به احساسات کسی ضربه خورده، باید از راه مناسبی جبران شود.
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
10:10 AM
نظرات(0)
ـ تجسم وضع آينده و مقايسه آن با وضعيت فعلي كمك در يافتن راه حلهاي بديع خواهد كرد.
ـ خود معلمان، هم در پرورش خلاقيت بسيار موثر هستند. نقش معلم در شناخت و هدايت استعدادها و باور كردن خلاقيتها و نوآوريها بسيار تعيين كننده است، مربيان تا حدي ميتوانند مهارتهاي خلاقيت، مانند روشهاي تفكر درباره مسائل و قوانين علمي براي تدبير راههاي جديد نگرش به مسائل را هم آموزش دهند. چنين مهارتهايي را ميتوان مستقيماً آموزش داد. اما بهترين روش انتقال از طريق نمونه بودن خود مربي است.
ـ بايد از روشهاي تدريس گوناگون استفاده كرد. دانشآموزان داراي تفاوتهاي فردي بيشماري هستند و هر يك مساله را به شيوههاي خاص خود تجزيه و تحليل ميكنند پس يك روش يادگيري نميتواند موفقيت همه بچهها را تضمين كند.
خلاقيت، عبارت از قدرت استدلال، درك سريع مفاهيم و حافظهقوي در دانشآموز خلاق است. شاگردان خلاق لزوماً در آزمونهاي هوشي نمره چندان فوقالعادهاي كسب نميكنند. اما در آزمونهاي مربوط به سنجش مهارتهاي تفكر واگرا نمره بالايي به دست ميآورند. بنابراين فقط اشخاص تيزهوش نيستند كه ميتوانند خلاق باشند، بلكه با هوش متوسط هم ميتوان خلاق بود و كمبود خلاقيت را فقط به افرادي كه عقب ماندگي ذهني دارند ميتوان نسبت داد. نتايج تحقيقات تورنس راجع به رابطه هوش و خلاقيت نشان دهنده اين است كه معدل بهره هوشي دانشآموز خلاق بين 97 تا 126 است و در نتيجه بين شاگردان باهوش و خلاق تفاوت معني داري در پيشرفت تحصيلي وجود ندارد.
دانش آموزاني كه خلاقند راه حلهاي هوشمندانه براي مسائل ارائه ميدهند. آنها در باز خورد و نگرشهاي خود مستقل و بيتعصباند و ترجيح ميدهند كه در شرايطي باز و نامحدود (از نظر يادگيري) فعاليت كنند تا ديدگاههاي خود را مطرح كنند. اين كودكان به فعاليتهاي اجتماعي علاقه دارند. دختران خلاق علاقه دارند كه بيشتر با پدر خود همساني داشته باشند. دانشآموزان خلاق از خوانندگان كتاب و مجله به شمار ميآيند و از مهمترين قصايص آنها احساس بيشباهت بودن به ديگران است. آنها در فعاليتهاي گروهي غالباً نقش رهبر را به عهده ميگيرند و براي مشورت، بيشتر به دوستان مراجعه ميكنند تا والدين. آنها داراي تخيلي قوياند حتي در كودكي دوست خيالي داشتهاند. از جمله خصوصيات ديگر آنها روياهاي با شكوه و وحشت انگيز است كه نشان از ناايمني عميقي است كه در زير ظاهر مطمئنشان پنهان است. شاگردان خلاق، آشوبگر و بيانضباط لقب گرفتهاند. سوالات آنها عجيب و نامعقول جلوه ميكند و باعث تهديد معلم ميشود. از نظر اجتماعي كتزل و جكسون معتقدند كه يكي از خصوصيات مهمي كه كودك داراي خلاقيت سطح بالا را از كودك داراي بهرهي هوشي سطح بالا متمايز ميكند توانايي يا گرايش فرد خلاق به خطر كردن است.
نيكسون، تورنس و وليكاك تحقيقاتي انجام دادهاند و ويژگيهاي دانشآموزان خلاق را اين چنين عنوان كردهاند:
1ـ اين دانشآموزان از نظر هوش بالاتر از سطح متوسط هستند.
2ـ از نظر هوش كلامي و فضايي بسيار برجستهاند.
3ـ داراي ظرفيتهاي حافظه فوقالعاده در سطح و نگهداري وقايع مختلف هستند.
4ـ آمادهاند امور و فعاليتهاي مختلف را تجربه كنند.
5ـ از نظر فكري مستقلاند.
6ـ از نظر اجتماعي، رفتاري مطلوب دارند.
7ـ از نظر بيان، صريح و راحتاند.
8ـ افرادي فعال و كنجكاوند.
9ـ در حل مسائل و پاسخ به سوالات عموماً از تفكر واگرا برخوردارند. تفكر واگرا تفكري است كه به گونهاي متفاوت از جريان عالم فكري جامعه به حل مسائل ميپردازد.
10ـ به مسائل مذهبي و فلسفي علاقه نشان ميدهند.
11ـ عموماً مقاوم و با جرأت، انتقادپذير و خستگي ناپذيرند.
12ـ خود جوش، صادق و سادهاند.
اگر ويژگيهاي مزبور در يك فرد خلاق به طور كامل ديده نشود مطمئناً در گروه افراد خلاق قابل مشاهده خواهند بود.
معلم ميتواند با به كارگيري شيوههاي مناسب زمينه رشد خلاقيت را در دانشآموزان فراهم نمايد و موارد ذيل از آن جملهاند:
1ـ استفاده از مغايرتها: ارائه مطالبي كه خلاف باورهاي مرسوم و عمومي علمي باشد، مثلاً معلم در درس علوم از دانشآموزان بخواهد كه نظريات قديمي را رد كنند و بدين ترتيب دانشآموزان را برانگيزاند تا چيزها را ارزيابي كنند و راههاي جالبي براي آزمودن و اثبات كردن مسائل بيابند.
2ـ استفاده از تمثيل: معلم به دانشآموزان كمك كند تا با استفاده از چيزهايي كه قبلاً ميدانستند در موقعيتي مشابه به اطلاعات، حقايق و اصول تازهاي دست يابند. به آنها نشان داده شود چگونه محصولات علمي براساس موقعيتهاي مشابه شكل گرفتهاند.
3ـ توجه دادن به كمبودها و خلاء موجود در دانش: از دانشآموزان خواسته شود به جاي آنكه به دانستنيهاي انسان بپردازند آنچه را كه براي انسان مجهول مانده است بررسي كنند. مهارتهاي دانشآموزان را براي جستوجوي شكافها، ناشناختهها و مجهولات توسعه دهند.
معلم بايد از دانشآموزان بخواهد تا تمام تعاريف ممكن يك مساله و همچنين موارد نقض آن را جستجو كنند.
4ـ تقويت تفكر درباره امكانات و احتمالات
فرصتهايي ايجاد شود تا با سوالهايي مانند چطور، اگر، از چه راههايي پاسخ داده شود و حتي خود وادار به پاسخ دادن به آن شود. دانشآموزان بايد بفهمند چگونه يك چيز به يك چيز ديگر منجر ميشود. هنگام ارائه مساله به دانشآموزان فرصت انديشيدن به راههاي مختلف حل مساله داده شود.
5ـ استفاده از سوالهاي محرك: معلم بايد بيشتر به گزارههاي پرسشي كه نياز به درك عميق دارد، توجه كند و از سوالهايي كه نياز به ترجمه، تفسير، تعريف، اكتشاف و تجزيه و تحليل دارد استفاده كند.
6ـ ايجاد فرصتهايي براي دانشآموزان تا رازهاي هر چيز را جستجو كنند.
7ـ تشويق به مطالعه درباره افراد خلاق.
8ـ تقويت تعامل دانشآموزان با اطلاعات قبلي: ايجاد فرصتهايي براي دانشآموزانتا با اطلاعاتي كه دارند بازي كنند و به آنها كمك كنند و فرصت دهند تا بتوانند با استفاده از حقايق و اطلاعاتي كه قبلاً آموختهاند كارهايي را تجربه كنند.
9ـ تقويت مهارتهاي مطالعه خلاق: از دانش آموزان خواسته شود به جاي آنكه بگويند چه خواندهاند، عقايدي را كه در نتيجه خواندن به دست آوردهاند بيان كنند.
10ـ ايجاد ابهام و تقويت آن: همه ميدانند كه دانشآموزان زماني ياد ميگيرند كه با موقعيتهاي حل مسأله مواجه باشند. بنابراين معلم بايد موقعيت يادگيري را با بيان نكتهاي آغاز كند و سپس دست نگه دارد و اجازه دهد دانشآموزان خود با اطلاعات بازي كنند و درگير شوند، اين روش خوبي است كه منجر به يادگيري خود هدايتي ميشود.
11ـ استفاده از روشهاي اكتشافي: در روش اكتشافي، دانش آموز خود به جستجوي راه حل ميرود و معلم نقش راهنما را ايفا ميكند. در اين روش پيش از جواب مسأله چگونگي يافتن جواب مهم است. دانش آموز خود را به اطلاعاتي كه پيرامون مساله وجود دارد محدود نميكند، بلكه از زواياي مختلف به مساله توجه كرده و حتي ممكن است تغييراتي در آن ايجاد نمايد. بدين ترتيب امكان تجربه شخصي توسط دانش آموزان، موقعيت يادگيري را براي آنها جذاب و مطلوب مينمايد و انگيزههاي دروني آنها را تقويت ميکنند. همه اين جنبهها در كشف و شكوفايي استعداد خلاق دانشآموزان تأثير مستقيم دارد.
پال تورنس در مورد روشهاي ايجاد تفكر خلاق معتقد است كه خصوصيات معلم ميتواند به افزايش ابتكار و نوآوري در شاگردان بيانجامد به شرط آنكه معلم:
ـ به تفكر خلاق ارزش بدهد.
ـ كودكان را نسبت به محركهاي طبيعي پيرامون حساس نمايد.
ـ به نظريات و عقايد و ساختههاي كودكان احترام بگذارد و آنها را مورد تشويق قرار دهد.
ـ پذيرش عقايد جديد و اصيل و غيرمعمولي را در كودكان تسهيل نمايد.
ـ از تاكيد استفاده از الگوهاي قالبي اجتناب ورزد.
بسياري از ما آموزشگاههاي گذشته و روشهاي گذشتگان را به باد انتقاد ميگيريم. «كافي است كه به ياد آوريم آموزش و پرورش قرن نوزدهم آن طور كه آن را تدوين كردهاند مبتني بر تعليم مستقيم و بنابراين تقليد و انتقال متمركز بوده». معلم دانش را منتقل ميكند و دانش آموز ملزم به پس دادن آن بود و در هيچ موردي بيش از آنچه كه ارائه ميشد پس داده نميشد و راه بر خلاقيت بسته ميماند. يعني دادهها و ستادهها برابرند. به قول «امرسن» اين تقليد و الگودهي نوعي خودكشي خلاقيت است از آن جا كه آموزشگاههاي فعلي هنوز هم بار تعليم و تربيت قرن نوزدهم را بردوش ميكشند، تخيل را تضعيف ميكنند و به كشتن خلاقيت كمك مينمايند.
ـ معلم كلاس را چنان سازماندهي نمايد كه محيطي متنوع و خلاق ايجاد شود.
سازماندهي محيط و فضاي آموزشي در تحقق بخشيدن به نيازهاي كودكان و غنا بخشيدن به رشد همه جانبه كودكان، بسيار حساس است. خلاقيت لازمهاش تفكر فعال، استقلال و شركت در فعاليتهاي خودمدار است، ولي گاه مقدار فضا براي هر كودك چنان كم و نامتناسب است كه كودكان در انجام فعاليتهاي مستقل از آزادي عمل به دور ميمانند.
به هر حال آن چه روشن است يك محيط آموزشي سازمان نيافته و محدود به كشتن انگيزه و تخريب انديشه كودكان ميانجامد.
ـ معلم به كودكان ياد دهد كه براي تفكر خلاق خود ارزش قائل شوند.
ـ موقعيتهايي را براي تفكر خلاق ايجاد كند.
-فعاليتهاي مناسبي را در برنامه كودكان تدارك ببيند.
ـ عادت به ابراز بيقيد و شرط عقايد را در كودكان ترغيب نمايد و راههاي گوناگوني را براي ابراز عقيده كودكان تدارك ببيند.
پذيرش عقايد كودكان در حد معمول نشانه احترام به خود آنهاست. آموزشگاه سكوت، آموزشگاه تقليد و تكرار و آموزشگاه ايجاد ترس، موانع كلي در راه خلاقيت كودكانند.
ـ معلم انتقاد سازنده را در كودكان تشوق كند. استهزا كردن، طعنه زدن به استفاده از روشهاي انضباطي سخت و حتي نظم و ترتيب افراطي چه در خانه و چه در مدرسه مشكلي در اين راه محسوب ميشود.
ـ زمينههاي متنوعي را براي كسب دانش فراهم آورد.
ـ معلم سرزنده و فعال باشد. شخصيت خشك معلم و تاكيد بر روش مستبدانه به خصوص در سنين اوليه كودكي براي ابراز عقيده سدي بازدارنده است. صبر و حوصله و شكيبايي در كار كودكان نشانهاي از سر زندگي معلم است.
ـ روش حل مسأله و آگاهي از مسائل را تشويق نمايد. «آلن بودو» در كتاب خلاقيت در آموزشگاه ميگويد: كنكاش مغزي به عنوان تكنيكي در شكل دهي به خلاقيت شناخته شده است. بايد كودكان را عادت دهيم كه به راههاي مختلفي بينديشند و به يك پاسخ بسنده نكنند.
«آلفردبينه» يكي از پيشگامان روانشناسي كه از حاميان تاثيرگذار برنظريه خلاقيت است، اصرار ميورزيد كه نبايد به شاگردان مكررات و مطالب حفظي ياد داده بشود.
او فكر ميكرد كه بايد به كودكان ياد داد تا نظريهها را آزمايش كرده و پاسخهاي خود را مورد قضاوت قرار دهند، در فعاليتهاي مختلف محيط پيرامون خود شركت كنند و نقشه بكشند، به تخيل بپردازند و به طور «واگرا» تفكر نمايند
ـ ترس و كمرويي را از محيط آموزش دور كند و ترس از روبهرو شدن با مسائل و مشكلات جديد را در كودكان كاهش دهد.
كم رويي و ترس مانع خلق ايدههاست و باعث ميشود كه نتايج نيكويي را كه ممكن است در صورت نترسيدن و كوشش كردن به دست آوريم، از دست بدهيم. ليكن در صورت ترس و كمرويي حتي وقتي ايدهاي به نظرمان ميرسد، غالباً به علت شك و ترديد آن را بروز نميدهيم، بنابراين، لازم است ترس و كمرويي را در كودكان از بين ببريم.
ـ پيش گام شدن در يادگيري را تشويق نمايد. خلاقيت، همچون گل لطيفي است است كه تحسين آن را با شكوفايي وا ميدارد. هر ايدهاي اگر با تحسين روبهرو نشود بايد لااقل از آن استقبال شود. حتي اگر خوب نباشد لااقل بايد با تشويق روبهرو شود. نزديكان مانند افراد خانواده و معلمان دبستانها، بهترين مشوق كودكانند و در زمينههاي مختلف ميتوانند پرسشهاي كودكان را مورد تشويق قرار دهند. با دادن مجال در ارائه انديشه، آنها را به كوشش بيشتر وا دارند و به هر حال تشويق، يكي از مهمترين اصول ايجاد تفكر آفريننده و توانايي سازنده است.
تورنس معتقد است در بيشتر كلاسها كودكي كه انديشه يا محصولي غيرعادي ارائه ميدهد در معرض يك خطر قرار ميگيرد. بدين ترتيب كودك بايد خيلي شجاع باشد تا به انديشه و تصوير خود پافشاري كند زيرا اغلب چنين انديشههايي را مسخره ميكنند و احمقانه و عجيب ميپندارند. وي دستورهاي زير را براي پرورش استعداد خلاقيت ضروري ميشناسد.
1ـ شاگردان را تشويق كنيد كه در اشياء و افكار دخل و تصرف كنند يا در آنها وضعتازهاي به وجود آوردهاند.
2ـ وقتي شاگردان انديشههاي نو ابراز ميكنند هر قدر هم كه دور از ذهن باشد به ديده اغماض بنگريد.
3ـ در تنظيم درسها انعطاف داشته باشيد و به دارندگان فكرهاي نو هميشه ميدان بدهيد.
4ـ همواره محيط كلاس را هنگام تدريس آرام و بيتشنج نگه داريد.
5ـ ميان شاگردي كه داراي استعداد خلاق است، با ديگر شاگردان رابطه نيكو برقرار كنيد.
6ـ مسائل بحثانگيز را مطرح كنيد و حتي عقايد پذيرفته را مورد بحث قرار دهيد.
7ـ اساس حل مسأله را آموزش دهيد.
8ـ به شاگردان بياموزيد كه نيروي خلاقيت خود را ناچيز نشمرند و عظمت و اهيمت شاهكارها در آنان ترس و نااميدي ايجاد نكند.
يكي از روانشناسان براي پرورش خلاقيت در دانشآموزان پيشنهادهاي زير را به معلمان عرضه ميكند.
1ـ براي رسيدن به عقايد، منابعي در دسترس آنها قرار دهيد.
2ـ موقعيتهايي براي فعاليت و آرامش فراهم كنيد.
3ـ از مسائل آگاه باشيد.
4ـ كسب دانش در رشتههاي مختلف را تشويق كنيد.
5ـ آموزگاراني كه روحيه حادثه جويي دارند پرورش دهيد.
منابع:
1ـ روانشناسي رشد، علي اكبر شعاري نژاد، انتشارات اطلاعات، تهران 1374
2ـ تربيت ماهنامهي پرورشي وزارت آموزش و پرورش سال 21ـ شماره4 ـ دي 84 صفحات 60ـ62 نام مقاله «خلاقيت و زمينهسازي براي رشد آن» دكتر محسن ايماني و افسانه رنجبر
3ـ پيوند نشريه ماهنامهي آموزشي ـ تربيتي آبان 82ـ صفحات 38ـ40 مقاله «راههاي شناخت و شكوفايي خلاقيت در دانش آموزان» وجيهيه كمنييان
4ـ تربيت ماهنامهي پرورشي وزارت آموزش و پرورش سال 19 شماره 2ـ آبان 82صفحات 47ـ48 مقاله «شناخت خلاقيت» غزاله حشمتي
5ـ تربيت، ماهنامهي پرورشي وزارت آموزش و پرورش ـ سال 21ـ شماره 6ـ اسفند 84 صفحات 40ـ44 مقالهي «آموزش و پرورش و خلاقيت» زهرا صباغيان
6- پيوند. نشريه ماهنامهي آموزشي ـ تربيتي ـ آبان 83ـ شماره 301ـ صفحات 25ـ26 مقاله «آيا ميدانيد چگونه ميتوان كودكاني خلاق تربيت كرد؟» ترجمه و تاليف: سلحشور.
تهيه وتنظيم 88.6.25
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
10:09 AM
نظرات(0)
اگر شما هم از خواندن این تیتر تعجب کرده اید ، پیشنهاد می کنیم که این مطلب را بخوانید زیرا این حرکت جالب باعث تقویت حافظه شما می شود.
پژوهشگران آمریکایی دریافتند که استفاده از دستها هنگام سخن گفتن، افکار و حافظه را تقویت کرده و به کودکان در یادگیری کمک می کند.
محققان دانشگاههای پیستبورگ و شیکاگو با بررسی 50 خانواده ای که کودکان کمتر از یکسال داشتند کشف کردند کودکانی که برای برقراری ارتباط با اعضای خانواده از دستها استفاده می کنند شاداب تر از سایر کودکان هستند.
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
10:07 AM
نظرات(0)
اضطراب
--------------------------------------------------------------------------------
پیچیدگیهای جاری تمدن سرعت تغییرات بی توجهی بشر به مذهب و ارزشهای خانوادگی برای افراد و اجتماعات تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده است . اضطراب معمولا نقش مهمی در جلوگیری رشد طبیعی دارد.
« فروید » معتقد است اضطراب بهائی است که بشر کنونی برای تمدن می پردازد.
« آدلر » عقیده دارد که اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای بی تمدنی می پردازد.
● تعریف اضطراب :
از نظر روانپزشکی اضطراب را می توان چنین تعریف کرد : نا آرامی هراس ترس ناخوشایند و منتشر با احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن قابل شناختن نیست .
● تفاوت ترس با اضطراب
اضطراب واکنش در مقابل خطری نامعلوم درونی مبهم و از نظر منشا همراه با تعارض است . اما ترس واکنش به تهدیدی معلوم خارجی قطعی و از نظر منشا بدون تعارض است .
● اجزای اضطراب
اضطراب دارای دو جنبه اصلی است :
الف ) جنبه فیزیولوژیکی
ب ) جنبه شناختی
بر انگیختگی جنبه فیزیولوژیکی که شامل تغییراتی در میزان ضربان قلب فشار خون تعرق بدن ترشح بزاق رنگ پوست اختلالات تنفسی حالت تهوع انقباض معده یا اسهال همراه است . جنبه شناختی اضطراب به طور یقین تلقی نا مطبوعی از رفتار مبهم و تهدید آمیز آینده است که فرد می تواند آن را توصیف کند.
دو نوع اضطراب :
برخی از افراد فقط در بعضی از مواقع مضطرب اند که به این نوع اضطراب اضطراب موقعیتی گفته می شود که به عنوان یک وضعیت نا پایدار و زود گذرتعریف شده است .
برخی از افراد اغلب اوقات در حالت اضطراب به سر می برند که به این نوع اضطراب اضطراب خصیصه ای گفته می شود. این قبیل افراد آمادگی دریافت تهدید از طرق و موقعیتهای مختلف که اغلب بی ضرر بوده را دارند.
اندازه گیری اضطراب : برای اندازه گیری اضطراب سه روش وجود دارد :
ـ روش اول : ثبت و ضبط تغییرات فیزیولوژیکی
ـ روش دوم : مشاهده رفتارهای حرکتی مانند لرزش بدن ....
ـ روش سوم : که بهترین راه روش اندازه کیری اضطراب است عبارت است از به دست آوردن یک « خود سنجی ذهنی » از فرد به وسیله پرسشنامه نوشتاری .
پاسخ به اضطراب به دو شکل صورت می گیرد. شکل اول رفتاری است مثل مواظبت بیش از حد بیقراری وابستگی مفرط تحریک پذیری اشتغال خاطر یا معدود شدن فعالیت یا تمرکز حواس .
شکل دیگرپاسخ به اضطراب بدنی است بعضی ها واکنشهای احشا یی در یک یا چند دستگاه بدنی دارند بعضی ها ممکن است واکنشهای تنش عضلانی داشته باشند و بعضی ها ممکن است ترکیبی از احشایی و عضلانی داشته باشند.
احتمالا در ۲ تا ۴ در صد از کل جمعیت شیوع اضطراب به صورت یک اختلال مشاهده می شود .
۱) اختلال اضطراب مفرط :
خصوصیت اساسی اختلال اضطراب مفرط عبارت است از اضطراب شدید و غیر واقع گرایانه که حد اقل ۶ ماه یا بیشتر از آن طول کشیده باشد. نوجوانان مبتلا به این اختلال بی نهایت خجالتی بوده و در مورد اتفاقهای آتی مثلا امتحانها احتمال صدمه دیدن یا شرکت در فعالیت گروهی با همتاها یا بر آوردن انتظارها مثلا انجام امور در فرجه تعیین شده ملاقات در وقتهای تعیین شده ملاقات تعیین شده یا انجام کارهای روزمره احساس نگرانی کرده و در مورد ناراحتی ها و خطراتی که ممکن است در موقعیتهای گوناگون پیش آید خود خوری می کنند.
ممکن است مدام عصبانی و در حال تنش به نظر برسند.این نوجوانان ممکن است به دلیل پیدایش اضطراب در محیط مدرسه از حضور در کلاس درس خودداری نمایند.این نوجوانان در جستجوی مورد قبول واقع شدن ممکن است بی نهایت سازشکار و پر شوق و ذوق باشند. ممکن است برای شرکت در فعالیتهای متناسب با سن که در آنها انتظار عملکرد می رود مثل مسابقه های ورزشی دودلی نشان دهند.سیر این اختلال در نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب مفرط ممکن است استرس های درونی شدیدی داشته باشند که تا بزرگسالی دوام یافته باشد.
▪ ملاکهای تشخیصی این اضطراب :
خود خوری مفرط و غیر واقع گرایانه به مدت ۶ ماه یا بیشتر که این خود خوری با خصوصیات زیر مشخص می شود :
۱ ) نگرانی مفرط در مورد حوادث آینده
۲ ) نگرانی مفرط در مورد مناسب بودن رفتارهای گذشته
۳ ) نگرانی مفرط در مورد عملکرد ورزشی آموزشی یا اجتماعی
۴ ) شکایتهای جسمی مثل سردرد و دل درد که علت فیزیکی برای آن نمی توان پیدا کرد
۵ ) کمروئی بارز
۶ ) نیاز مفرط به اطمینان بخشی در زمینه های گوناگون
۷ ) احساس تنش شدید و ناتوانی برای احساس آرامش .
▪ درمان :
هر چند مصرف داروهای ضد اضطراب در درمان اختلال اضطراب مفرط به طور سیستماتیک نشده است داروهائی مثل دیازپام را می توان در مواردی که نوجوان اضطراب شدید احساس می کند تجویز نمود. اما پزشک باید احتمال اعتیاد به داروهای ضد اضطراب را در نظر بگیرد.باسپیرون داروئی ضد اضطراب که ظاهرا با خطر سو مصرف همراه نیست امیدوارکننده است .
۲) اختلال های اضطرابی
اضطراب که نوعی احساس ترس و ناراحتی بی دلیل است و فرد نمی تواند علت روشنی برای آن بیان دارد نشانه بسیاری از اختلال های روان شناختی تلقی می شود که اغلب بوسیله رفتارهای دفاعی نظیر فرار از یک موقعیت و محرک ناگوار یا انجام یک عمل طبق نظم و برنامه خاص کاهش می یابد. این اختلال ها عبارتند از :
۱ ) اضطراب تعمیم یافته
۲ ) اضطراب رعبی
۳ ) فوبی
۴ ) وسواس فکری وعملی
۱ ) اضطراب تعمیم یافته : ویژگی عمده این اختلال ترس از آینده است . این ترس بی اساس می باشد و به موضوع خاصی ارتباط پیدا نمی کند. فرد از وقوع حوادثی که اساس و پایه واقعی ندارد در هراس می باشد. علاوه بر نامشخص بودن منبع اضطراب در این اختلال نشانه ناتوانی در تمرکز و تصمیم گیری حساسیت زیاد اختلال در خواب عرق کردن زیاد و تنش مداوم عضلانی دیده می شود.
۲ ) اضطراب رعبی : این اضطراب شامل حمله های شدید ترس و وحشت است که تمرکز یافته و به هدف یا موقعیت یا محرک خاصی محدود شده است و از چند ثانیه یا چند ساعت به طول می کشد. نشانه های این اضطراب عبارتند از : تپش قلب تنگی نفس عرق کردن زیاد سردی و رنگ پریدگی صورت یا دستها و غیره اشاره کرد.
۳ ) فوبی : فوبی ترسی است دایمی از بعضی موقعیت ها یا اشیا که هیچ خطر جدی برای فرد ندارد . افراد گرفتار قبول دارند که هیچ دلیل روشنی برای ترس از فلان موقعیت یا محرک وجود ندارد اما اظهار می دارند که قادر نیستند که ترس را از خود دور سازند. فوبی انواع گوناگونی دارند که می توان به ترس از مکان های سربسته ترس از بلندی ترس از طوفان و رعد و برق ترس از تاریکی و غیره اشاره کرد.
۴) وسواس فکری و عملی : در این وسواس شخص احساس می کند که ناچار است در مورد مسائلی بیندیشد گر چه مایل نیست در باره آنها فکر کند یا نا گزیر است اعمالی را انجام دهد و به خود بگویدای کاش می توانستم آنها را انجام ندهم . وسواس فکری شامل اندیشه ها عقاید ناخواسته و مداومی هستند که فرد نمی تواند از آنها رهایی یابد.
وسواس فکری وعملی با هم ارتباط دارند. مثلا فردی که به آلوده بودن دستهای خود باور دارد ممکن است دستهای خود را هر چند یک بار بشوید. زبان و تکلم افراد وسواسی نشان می دهد که آنان توجهی اغراق آمیز نسبت به جزئیات دارند.
اکثر نظریه پردازان بالانگ موافقند که اضطراب مفهوم فرضی است . یعنی اضطراب نوعی تصور است که وجود خارجی و عینی ندارد ولی در تفسیر پدیده های مشاهده پذیر می تواند مفید باشد.
۳) اضطراب های طبیعی :
برای انجام دادن هر کاری میزان معینی از اضطراب عادی است و ضروری هم می باشد. مثلا وقتی می خواهیم از عرض بزرگراهی به سلامت عبور کنیم یا سوار هواپیما شویم و از شهری به شهر دیگری مسافرت کنیم احتمال خیلی کمی وجود دارد که حتی اضطرابی اندک هم نداشته باشیم .اضطراب بیش از حد یا خیلی کم بر هر عملکردی تاثیری زیان بخش دارد. لازم است به فرد مضطرب کمک شود تا درک کند که فشار روانی زیاد به نشانه های اضطراب ختم می شود. این درک فرد نیاذمند کمک را در شناخت وضعیت درونی خود و نحوه مقابله با آن مدد نماید.
اضطراب پدیده ای واحد نیست بلکه مشتمل بر سه بعد متفاوت است .
۱ ) نحوه احساس و کیفیت تاثرات جسمی که نشانه های حاد و مزمن را در بر می گیرد .
۲) نحوه تفکر که افکار فاجعه آمیز غیر منطقی و منفی را شامل می شود .
۳ ) نحوه رفتار که الگوهای اجتنابی و سبک های زندگی را در بر می گیرد .
باید به افراد مضطرب کمک شود تا در ارزیابی مشکلات شان به سه بعد فوق توجه کنند ماهیت دقیق مشکلات آنان روشن گردد و بخش هایی که به تعبیر نیازمندند تعیین گردند.
پس از ارائه آموزش به افراد مضطرب در ارتباط با روان شناسی و فیزیولوژی اضطراب کار بعدی این است که به او کمک کنیم تا الگوی اجتنابی آموخته شده را کنار بگذارد.فرد در حین درمان می آموزد اگر احساسات را بتواند تحمل کند و در موقعیت ترسناک یا دشوار باقی ماند احساسات اضطراب کاستی می پذیرد. می دانیم که اضطراب تنها تا سطح معینی افزایش می یابد و سپس در همان سطح باقی می ماند و وضعیت ثابتی پیدا می کند. این امر به این دلیل رخ می دهد که میزان تغییر فیزیولوژیکی در بدن بر اثر ترشح آدرنالین از بخش مرکزی غدد فوق کلیوی حد خاص و معینی دارد. وقتی اضطراب به حد بالایی رسید در آن سطح برای زمان معینی باقی می ماند.طول این مدت به طور عمده به نحوه احساس فکر و چگونگی رفتار فرد بستگی دارد.
پس از مدتی که شخص در موقعیت دشوار قرار گرفت مغز و بدن او به تدریج این واقعیت را درک می کند که هیچ خطری واقعی وجود ندارد و میزان آدرنالین در جریان خون کاهش خواهد یافت و سپس به تدریج سطح اضطراب به سطح طبیعی بر خواهد گشت .علاوه بر فرایند آموزشی و تدوین این برنامه برای تسلط بر مشکل راه هایی به فرد ارائه می شود که به کمک آنها با احساسات اضطرابی خود نبرد کند و بر آنها چیره گردد.
این مهارت ها عبارتند از : آموزش آرمیدگی به فرد آموزش فنون جهت پرت کردن حواس که به فرد کمک می کند تا توجهش را از تاثرات جسمی و افکار منفی برگیرد و آموزش مهارت های مثبت و منطقی جنبه مهمی از کنترل محسوب می شود.
اضطراب همانند آتش زیر خاکستر است یک نسیم می تواند اخگرها را فروزان سازد. وقتی چنین اتفاقی رخ می دهد برخی از افراد بر آتش نفت می پاشند و آن را به دوزخ فروزانی تبدیل می کنند. دچار وحشت زدگی نفس نفس زدن و غیره می گردند در حالی که برخی دیگر شعله ها را به طور معقولی با یک پارچه نم دار خاموش می کنند. یعنی با آرامش تفکر مثبت طرح ریزی هدف مسئله گشایی و ابراز وجود هیچ کس کاملا نمی تواند بر اضطراب خود بدون تغییر سبک زندگی اش چیره شود. پیش از شروع درمان شیوه های رفتاری تفکر و احساسات فرد مضطرب که بیش از حد فشارزا بوده . و در نتیجه تغییر آنها لازم و ضروری است . اگر فرد بیش از اندازه کار می کند تعهدات بسیار فراوانی را تقبل کرده است . هیچ تفریح فراغت و سرگرمی در زندگی ندارد یا تماما خودش را وقف هدف های غیر واقع بینانه کرده است چنین رفتارها و نگرش ها باید تغییر یابد و هیچ یک از فنون کنترل اضطراب علیه چنین حماقت هایی موثر نیست .
▪ فنون خودیاری :
متداول ترین فنون خود یاری برای مقابله فرد با اضطراب عبارتند از :
۱ ) آموزش آرمیدگی :
از آرمیدگی برای مقابله با فشار روانی و اضطراب استفاده می شود . آرمیدگی در ماهیت دارای اثرهای فیزیولوژیکی مخالف آن دسته از تاثیراتی است که به وسیله فشارهای روانی ایجاد می شود و به طور خاص آرمیدگی کاهش در فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک ایجاد می کند و سبب افزایش فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک گردد. این آرمیدگی باعث کاهش ضربان قلب فشار خون فعالیت غدد تعریق تغییر الگوی امواج مغزی و کاهش فعالیت حرکتی و جسمانی گردد. آموزش آرمیدگی یک مهارت و یک پاسخ اکتسابی تلقی می شود که فرد می تواند برای مقابله با تجربه فشار روانی و احساسات اضطراب مورد استفاده قرار دهند.
ـ ضرورت آرمیدگی : تمرین های آرمیدگی برای کمک به فرد طرح ریزی شده است تا یاد بگیرد که چگونه تنش عضلانی را کاهش داده و به طور کلی از تنش موجود در بدن خود آگاه تر شود. فرد با یادگیری ایجاد تنش عضلانی از طریق انقباض و سپس رها کردن آن به تدریج در می یابد که این امکان وجود دارد که تنش عضلانی ناشی از فشارهای روانی روزمره را از طریق همین شیوه از بین ببرد.
ـ شرایط لازم برای آرمیدگی :
یادگیری آرمیدگی مانند هر مهارتی نیاز به زمان و تمرین دارد.بهترین زمان برای تمرین آرمیدگی وقتی است که احساس می کنید بیش از حد تحت فشار روانی قرار گرفته اید. خودتان را محدود به زمان خاصی نکنید بلکه سعی نمایید تمرین ها را در ساعت های گوناگون روز انجام داده تا اگر تفاوتی وجود دارد آن را حس کنید. اگر پس از چند بار تمرین احساس کردید که چندان سودمند نیست دلسرد نشده و آن را کنار نگذارید. برای این روش تمرین و ممارست از اصول اساسی است .
ـ پرت کردن حواس :
تفکر در مورد نشانه های نا خوشایند باعث تشدید آنها خواهد شد. این نشانه های شدت یافته موجب می شوند که ما احساس اضطراب کنیم و در عمل ترسمان چنان افزایش می یابد که نشانه ها مجددا تشدید شده و این شدید شدن نشانه ها دوباره ما را بیشتر مضطرب می کند منحرف ساختن توجه از احساسات ناخوشایند کار بسیار مشکلی است . برای کنترل این احساسات دو چیز را باید یاد بگیرند :
۱ ) مصمم شوید که در مورد این احساسات فکر نکرده و خودتان را با آنها مشغول نسازید .
۲ ) ذهنتان را با مسائل دیگری مشغول کرده و حواستان را پرت کنید .
شیوه های متعددی برای پرت کردن حواس وجود دارد.برای این که بفهمید کدام یک از این شیوه ها در مورد شما کارایی دارد لازم است آنها را به کار ببندید .زمانی که علائم شروع شده اند ما باید فورا وارد عمل شده و شیوه خاصی از پرت کردن حواس را به کار ببریم .
ـ شیوه توقف تفکر :
اساسا از فرد خواسته می شود که روی افکار منفی و رنج آور تمرکز کرده و آنها را عملا با صدای بلند بیان کنید. همان طوری که به تدریج بیشتر و بیشتر در این افکار غرق می شوید ناگهان با صدای بسیار بلند فریاد می زنید بس کن . با این شیوه چندین بار تمرین کنید تا دریابید که با فریاد کشیدن و بس کن افکار به طور موفقیت آمیزی قطع می شوند. در آخرین مرحله تفکر بدون صدای بلند و به ذهن آوردن کلمه بس کن بدون بیان آن می باشد.
ـ ایجاد درد خفیف :
احساس درد علامت هشدار دهنده به مغز برای حفظ بدن از آسیب بیشتر است . درد هر علامت دیگری را که مغز ممکن است در همان زمان دریافت کند کنار می زند. همانند روش های توقف تفکر ایجاد درد به عنوان ابزاری برای پرت کردن حواس برای قطع کوتاه مدت افکار نگران کننده شدید و تکراری است .
● خلاصه مطالب
اختلال های اضطرابی به اضطراب تعمیم یافته اختلال حواس فوبی وسواس فکری و عملی و اختلال فشار روانی تقسیم شده اند.
چهار گونه افکار وجود دارد که در ایجاد و تشدید نشانه های اضطراب نقش محوری دارند و عبارتند از : افکار پیش بینی افکار ناتوانی در مقابله افکار ناشی از تعبیر نادرست و احساس های بدنی و افکار گریز. ظرفیت افراد در برابر فشار روانی و ایجاد اضطراب متفاوت است . عواملی که باعث تداوم آن می شوند عبارتند از : سبک زندگی اجتناب بی اعتمادی و طرز تفکر.
اقدامات درمانی اضطراب مشتمل بر سه بعد متفاوت است . نحوه احساس و کیفیت تاثیرات جسمی نحوه تفکر و نحوه رفتار فنون خود یاری آموزش آرمیدگی و آموزش شیوه های دسترسی به آرامش در درمان اضطراب موثر می باشد.
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
10:03 AM
نظرات(0)
كيك زرد
در ابتدا سنگ معدن توسط دستگاههای مخصوصی خرد شده آسیاب می شود و پس از آن برای جدا سازی اورانیم و بالا بردن خلوص خاک سنگ، آنرا در حمامی از اسید سولفوریک، آلکالاین و یا پراکسید می خوابانند، این عمل برای بدست آوردن اورانیوم خالص تر صورت می گیرد.
قسمت بیشتر کیک زرد (معادل 70-90 درصد وزنی) شامل اکسید های اورانیوم با فرمول شیمیایی U3O8 - و یا سایر اکسید ها - است، و مابقی آن از دیگر موادی تشکیل شده است که مهمترین آنها عبارتند از :
یکی از کاربردهای کیک زرد تهیه هگزا فلوراید اورانیوم است. این گاز در حالت عادی حدود 0.7 درصد شامل ایزوتوپ 235 است و مابقی آن ایزوتوپ 238 است. در مرحله غنی سازی درصد U-235 به حدود 3.5 یا حتی بیشتر افزایش داده می شود.
کیک زرد عمومآ برای تهیه سوخت رآکتورهای هسته ای بکار برده می شود، در واقع این ماده است که پس از انجام پردازشهایی به UO2 تبدیل شده برای استفاده در میله های سوختی بکار برده می شود.
-
چهارشنبه 11 آذر 1388
12:13 PM
نظرات(0)
انرژي هسته اي و فوائد آن
-
چهارشنبه 11 آذر 1388
12:11 PM
نظرات(0)
انتشار نور و تفکیک رنگها مربوط به خود مولکولهای هواست، حتی در غیاب ذرات خارجی هم آسمانی آبی خواهیم داشت. طول موج نور از آبی به سبز ، زرد و سرخ افزایش مییابد و طول موج مربوط به نور قرمز حدود ۱.۶۸ برابر طول موج نور آبی است. هر یک از اجزای نور خورشید در همه جهتها از مولکول منتشر میشود، ولی شدت آن همسان نیست. درخشانترین انتشار در جهت روبرو (مانند اینکه نور یک راست از مولکول میگذرد) و رو به پشت (بسوی خورشید) است.
به نظر نیوتن رنگهای ظاهری اجسام طبیعی بستگی به این دارد که از آنها چه رنگی شدیدتر منعکس یا بسوی بیننده پراکنده میشود . بطور کلی ، شیوه سادهای وجود ندارد که بر اساس ساختار سطح ترکیب شیمیایی و مانند آنها پیش بینی کنیم که آن ماده چه رنگهایی را منعکس یا پراکنده میکند. با این همه ، علت آبی بودن رنگ آسمان را با استدلال سادهای میتوان توضیح داد.
همانطور که تامس یانگ با آزمایش نشان داد، طول موجهای گوناگون نور رنگهای متفاوت دارند، طول موج نور را با واحد نانومتر یا با واحد آنگستروم میسنجند. دامنه طیف قابل رؤیت برای آدمی nm ۴۰۰ برای نور بنفش تا حدود nm ۷۰۰ برای نور قرمز است. مانعهای کوچک میتوانند انرژی یک موج فرودی را در همه جهتها پراکنده کنند و مقدار پراکندگی بستگی به طول موج دارد. به عنوان یک قاعده کلی ، هر چه طول موج در مقایسه با اندازه مانع بزرگتر باشد، موج بوسیله مانع کمتر پراکنده میشود. برای ذراتی کوچکتر از یک طول موج ، مقدار پراکندگی نور با عکس توان چهارم طول موج تغیـــیــر میکند. مثلاً ، طول موج نور قرمز در حدود دو برابر طول موج نور آبی است. بنابراین پراکندگی نور قرمز در حدود یک شانزدهم پراکندگی نور آبی است.
نوری که نسبت به مسیر اولیه خورشید در زاویه قائم منتشر شود، تنها نیمی از درخشندگی را خواهد داشت. همه رنگها به این شیوه منتشر میشوند. ولی شدت انتشار هر یک از این رنگها در هر جهتی متفاوت است. شدت با عکس توان چهارم طول موج متناسب است. از اینرو نور موج کوتاه (مانند آبی) خیلی شدیدتر از نور سرخ منتشر می شود که طول موج بلندتری دارد. از آنجا که نسبت طول موج آنها ۱.۶۸است، نسبت انتشار نور آبی ۸ برابر درخشانتر از نور سرخ است.
● آسمان آبی
اکنون میتوانید بفهمید که چرا رنگ آسمان آبی است. نور خورشید بوسیله مولکولها و ذرات گرد و غبار موجود در آسمان ، که معمولاً در مقایسه با طول موجهای نور مرئی بسیار کوچکند، پراکنده میشود. به این ترتیب ، نور طول موجهای کوتاه (نور آبی) بسیار شدیدتر از نور طول موجهای بلندتر بوسیله این ذرات پراکنده میشوند. وقتی که به آسمان صاف نگاه میکنیم ، بیشتر این نور پراکنده شده است که به چشم ما میرسد. دامنه طول موجهای کوتاه پراکنده شده (و حساسیت چشم آدمی به رنگ) منجر به احساس رنگ آبی میشود.
کوتاهترین طول موجهای طیف مرئی بیشتر مطابق بنفش است تا آبی ، پس چرا آسمان بجای آنکه بنفش باشد آبی است؟ نور خورشید اولیه در رنگ بنفش تا حدی ضعیفتر از آبی آست و بنفش کمتر از آبی به ما میرسد. دلیل مهمتر اینکه چشم انسان نسبت به بنفش کمتر از آبی حساس است. اینکه مردم آبی بودن آسمان را بوجود بخار آب در جو نسبت بدهند، شاید به این دلیل باشد که اغلب تودههای آب آبی رنگ است.
از دلایل آبی بودن دریا این است که وقتی نور سفید چند متر از میان آب میگذرد، مولکولهای آب بخشی از انتهای سرخ طیف را جذب میکند و نوری که سرانجام به چشم بیننده منعکس میشود بیشتر آبی شده است. و در آسمان آب کافی برای چنین جذبی وجود ندارد. لایه اوزون نیز نور سرخ را تضعیف میکند، ولی نقش ناچیزی در آبی شدن آسمان دارد. از سوی دیگر ، فرض میکنیم که در یک روز مه آلود به آسمان نگاه میکنیم.
در این صورت ، نور آبی باریکهای که به چشم ما میرسد بطور کامل پراکنده شده است، در حالی که طول موجهای بلندتر پراکنده نشدهاند. بنابراین، احساس میکنیم که رنگ خورشید متمایل به قرمز شده است. اگر آسمان جوی نداشت، آسمان سیاه به نظر میرسید و ستارگان در روز دیده میشدند. در واقع از ارتفاع Km ۱۶ به بالا ، که در آنجا جو زمین بسیار رقیق میشود، همان طوری که فضانوردان دریافتهاند، آسمان سیاه به نظر میرسد و ستارگان در روز دیده میشوند.
● تأثیر شرایط جوی
گاهی هوا دارای ذرات گرد و غبار یا قطرههای آبی به بزرگی طول موج نور مرئی است. اگر چنین باشد، رنگهایی جز رنگ آبی ممکن است به شدت پراکنده شوند. مثلاً ، کیفیت رنگ آسمان با بخار آب موجود در جو زمین تغییر میکند. روزهایی که هوا صاف و خشک است، آسمان آبیتر از روزهایی است که رطوبت هوا زیاد است. آسمان نیلگون ایتالیا و یونان ، که قرنها الهام بخش شاعران و نقاشان بوده است، به سبب خشکی استثنایی هوای این سرزمینهاست.
مه آبی ـ خاکستری رنگی که گاهی شهرهای بزرگ را میپوشاند بیشتر به سبب ذراتی است که از موتورهای درون سوز (اتومبیلها ، کامیونها) و کارخانه های صنعتی منتشر شدهاند. موتور اتومبیل ، حتی وقتی که در حالت خلاص کار میکند، در هر ثانیه بیشتر از ۱۰۰ میلیارد ذره منتشر میکند. بیشتر این ذرات نامرئی هستند و اندازه آنها در حدود m ۰/۰۰۰۰۰۱ است.
چنین ذرههایی کالبدی برای تجمع گازها ، مایعات و ذرات جامد دیـگــــــر میشوند. این ذرههای بزرگتر سبب پراکندگی نور و تیرگی هوا میشوند. گرانش بر این ذرهها تا وقتی که بر اثر تجمع مواد بیشتر در اطراف آنها خیلی بزرگ نشدهاند چندان تأثیری ندارد. این ذرات اگر بر اثر باران و برف مکرر شسته نشوند ممکن است ماهها در جو زمین بمانند. تأثیر چنین ابرهای غبارآلودی بر آب و هوا و بر سلامتی آدمی بسیار مهم است.
● رنگ غروب
وقتی به آسمان روز نگاه میکنید نوری را میبینید که از لایه اوزون اندکی گذشته و جذب بوسیله آن ناچیز بوده است. در هنگام غروب وقتی شعاعهای نور از میان لایه اوزون مسیری مورب (و از اینرو طولانیتر) دارند تا یه ما برسند، جذب بوسیله اوزون اهمیت پیدا میکند، ولی در آن موقع نیز دلیل آبی بودن آسمان ساز و کارهای مربوط به پراکندگی (انتشار ریلی) میباشد، که قبلا بیان شده.
همین تأثیرها رنگ کوههای تیره را در یک روز آفتابی توضیح میدهد. اگر کوهها زیاد دور نباشند، تصویرشان آبی رنگ است. چون نور مسلط آبی بوسیله مولکولهای میان شما و کوهها منتشر میشود، کوههای تا حدی دور هم باز آبی است. ولی کوههایی که در فاصله دوری قرار دارند سفید هستند، درست همانگونه که افق سفید دیده میشود. نور خور شید در حال غروب در واقع نارنجی رنگ است (بین سرخ و زرد)، در حالی که اگر در مسیرشان بسوی ما تنها از میان مولکولهای هوان میگذشت، رنگش سرخ بود. دلیل اینکه رنگ آن سرخ یک دست نیست، این است که نور نه تنها از میان مولکولها ، بلکه از میان ذرات ریز و افشانکهای جو هم منتشر میشود.
در هر موقع از روز وقتی در جهت خورشید نگاه کنید، بخشی از نور درخشان آن را دریافت میکنید که از میان همان ذرات ریز و افشانکها منتشر میشود و از اینرو آن بخش از آسمان روشنتر از آن است که در غیاب ذرات میتوانست باشد. وقتی خورشید در بالای آسمان روشنتر از آن است که در غیاب ذرت میتوانست باشد. وقتی خورشید در بالای آسمان است، اطرافش سفید روشن است. ولی وقتی پایینتر قرار دارد، هر چه غلظت ذرات بیشتر باشد، اطراف خورشید در حال غروب درخشانتر و محیط آن مشخصتر است.
در جریان غروب آفتاب در هوای صاف ، سمت الرأس (آسمان درست در بالای سر) آبیتر از هنگام روز میشود. با توجه به این که افق نزدیک خوشید ممکن است سرخ باشد، این افزایش رنگ آبی عجیب به نظر میرسد. برای این آبی بودن چندین توضیح داده شده که محتملترین آنها مربوط به لایه اوزون است. وقتی هنگام غروب نور خورشید مسیر اریب تری را از میان لایه طی میکند، جذب انتهای سرخ طیف بوسبله اوزون ،موجب تسلط انتهای آبی بر بامه نور میشود. برخلاف انتشار ریلی که بامه در طی مسیر با آن روبرو می شود.
● آسمان پس از غروب
درست پس از غروب خورشید ، سایه زمین از افق خاور بالا می شاید. مرز سایه ، سرخ یا ارغوانی است. رنگ آن بستگی به نوری دارد که بر اثر انتشار ریلی در مسیر طولانی اش از لایه های پایین جو سرخ شده است. در نزدیکی جایی که لبه بالایی سایه را می بینید بخشی از نور در معرض انتشار ریلی قرار دارد و بسوی ما می آید. وقتی نور را دریافت میکنید، رنگ سرخ را در لبه بالا مشاهده می کنید. بخش بالایی سایه زیر لبه ممکن است آبی کم رنگ باشد.
به احتمالی بامه آبی ناشی ار نور خورشید است که از میان بخش بالایی و کم چگالتر جو میگذرد، از آنجایی که جزء آبی بامه ، به اندازهای تضعیف نمیشود که در عبور از بخشهای پایین جو امکان آن وجود دارد، زیرا با مولکولهای هوای بیشتری درگیر بوده است. نزدیک به ۱۰ دقیقه پس از آنکه خورشید غرو ب میکند، گه گاه لکهای ارغوانی بر فراز آن در جایی میان ۳۰ و ۷۵ درجه از سمت الرأس پدید میآید. این لکه که اغلب نور ارغوانی نامیده میشود، به ظاهر ناشی از وجود لایهای از ذرات در ارتفاع ۱۶ تا ۲۰ کیلومتری و در بخش زیرین لایه اوزون است.
این ذرات ممکن است غبار بیابان یا ذرات خاکستر یک فوران آتشفشان یا آتش سوزی بزرگی در جنگل باشد. لکه ارغوانی حاصل نور بسیار سرخ و بسیار آبی است که از ناحیههای مختلف آسمان منتشر میشود. اجزای سرخ از نور خوشید در حاشیه زمین است و از جو زمین میگذرد که انتشار ریلی نور را سرخ میکند. بخشی از این نور از لایه ذرات عبور کرده و به همین خاطر نور خیلی سرخ دریافت میشود. اجزای آبی از نور خورشیدی میرسد که از بخشهای فوقانی جو میتابد و از اینرو به آن اندازه سرخ نشده است.
بخشی از نور در معرض انتشار ریلی قرار میگیرد و نور آبی بسوی شما فرستاده میشود. وقتی به مسیر نگاه میکنید، هر دو اجزای نور سرخ و آبی در مسیر خط دید شما حرکت میکنند و ترکیبشان احساس نور ارغوانی را پدید میآورد. دلیل اینکه بخشهای دیگر آسمان ارغوانی نیست، این است که بجای رنگ سرخ و آبی تنها ترکیبهای متفاوتی از ته رنگها را دریافت میکنیم. وقتی بسوی آنها نگاه میکنیم، ممکن است بسته به زاویه دیدمان اقسام ته رنگها را داشته باشند.
نور ارغوانی دیگر ولی نادر که در حوالی همان بخش نور اولی در آسمان ظاهر میشود، اما یک و نیم تا دو ساعت پس از غروب آفتاب اتفاق میافتد. احتمال میرود این نور نیز بوسیله همان لایه ذراتی بوجود میآید که نور ارغوانی اولی پدید آمد. اگر لایه گسترده باشد، بخشی از نور که از لایه زیر افق منتشر میشود ، ممکن است دوباره از لایه مرئی منتشر شود. نور تولید شده بخوبی درخشان است و در آن صورت یک لکه ارغوانی کمرنگ دیده میشود
-
چهارشنبه 11 آذر 1388
12:11 PM
نظرات(0)
چگونگی کشف هیدروژن
-
چهارشنبه 11 آذر 1388
12:10 PM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



